برابر‌های واژه عتانص به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

عتانص

برابر‌های پارسی

هنر، کار، ساختاری، پیشه

واژه «هنر، کار، ساختاری، پیشه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هنر، کار، ساختاری، پیشه» می‌باشد.

به جای «عتانص» بگوییم «هنر، کار، ساختاری، پیشه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
هنر
hunar | kīrūk | kīrūkīh
پیشه
pēšak | kērōk | kīrūk
کار
kār | kart | kartak | kunišnih | varzīk | varzišn | varzišnīh | dātastān | pēšak | harg | arg
کار (از کار افتادن)
akārīhastan
کار (بکار بردن)
kār framūtan
کار (بکار داشتن)
pat kār dāštan
کار (بکاری مشغول شدن)
padāzišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
هنر
ҳунар
کار
кор

برابرها در شاهنامه

پیشه

چو بشناخت آهنگری پیشه کرد

ز هر انجمن پیشه‌ور گرد کرد

کجا کارشان همگنان پیشه بود

هر آنکس کزان پیشه بد نام جوی

سپاهی نباید که به پیشه‌ور

هنر

از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر

که ما را مکش تا یکی نو هنر

چه گونه پدید آوریدی هنر

ندید از هنر بر خرد بسته چیز

هنر در جهان از من آمد پدید

کار

ز گفتار بی‌کار یکسو شوی

بجنبید چون کار پیوسته شد

نداند بد و نیک فرجام کار

چنینست فرجام کار جهان

کنون بازگردم به آغاز کار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید