برابر‌های واژه طفره به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

طفره

برابر‌های پارسی

گُریز، جَسْت‌؛ (=تَنْبَلی) گُریز اَز زیرِ کار، جَسْت اَز زیرِ بار، سَردَواندِگی، فُروگُذاری‌، شانه‌ سُسْت‌کَردِگی، سُسْت‌شانِگی، سُسْتی، بَهانه‌، کوتاهی، سَردَواند؛ (=پاسُخ‌گو نَبودَن) پیچاندِگی

واژه «گُریز، جَسْت‌؛ (=تَنْبَلی) گُریز اَز زیرِ کار، جَسْت اَز زیرِ بار، سَردَواندِگی، فُروگُذاری‌، شانه‌ سُسْت‌کَردِگی، سُسْت‌شانِگی، سُسْتی، بَهانه‌، کوتاهی، سَردَواند؛ (=پاسُخ‌گو نَبودَن) پیچاندِگی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گُریز، جَسْت‌؛ (=تَنْبَلی) گُریز اَز زیرِ کار، جَسْت اَز زیرِ بار، سَردَواندِگی، فُروگُذاری‌، شانه‌ سُسْت‌کَردِگی، سُسْت‌شانِگی، سُسْتی، بَهانه‌، کوتاهی، سَردَواند؛ (=پاسُخ‌گو نَبودَن) پیچاندِگی» می‌باشد.

به جای «طفره» بگوییم «گُریز، جَسْت‌؛ (=تَنْبَلی) گُریز اَز زیرِ کار، جَسْت اَز زیرِ بار، سَردَواندِگی، فُروگُذاری‌، شانه‌ سُسْت‌کَردِگی، سُسْت‌شانِگی، سُسْتی، بَهانه‌، کوتاهی، سَردَواند؛ (=پاسُخ‌گو نَبودَن) پیچاندِگی»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
سستی
akārīh | armēštīh | mōšīh | sustīh
کوتاهی
kastagīh
گریز
varīk | virēk | virēkīh | nidvār | nidwārišn | duwārišnīk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
سستی
сустӣ
کوتاهی
кӯтоҳӣ
گریز
гурез

برابرها در شاهنامه

سستی

مکن سستی اندر گه کارزار

به سستی رسید این ازان آن ازین

اگر جنگ سازد تو سستی مکن

ز سستی مرا بر زمین برنشاند

اگر سستی آرید یک تن به جنگ

بهانه‌

به رنگ فسون و بهانه مدان

کسی بی‌بهانه نسازد بدی

و دیگر بهانه سپهر بلند

بهانه نشاید به بیداد جست

ازان کت بپرسم بهانه مجوی

گریز

که آمد ترا روزگار گریز

چو اندر شوی نیست راه گریز

عنان کرد پیچان براه گریز

که بهرام را نیست جای گریز

که نه جای جنگست و راه گریز

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید