برابرهای واژه شهره به پارسی
جستن واژهای دیگرشهره
برابرهای پارسی
نامور، نامدار، سرشناس
واژه «شهره» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نامور، نامدار، سرشناس» میباشد.
به جای «شهره» بگوییم «نامور، نامدار، سرشناس»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نامدار
از آن نیکدل نامدار ارجمند
فروزندهٔ نامدار افسران
بفرمود تا نوذر نامدار
که او پهلوانی بود نامدار
یکی نامدار از میان مهان
نامور
کزین نامور نامهٔ شهریار
یکی نامور نافه افکند بن
چنان نامور گم شد از انجمن
سوی نامهٔ نامور شهریار
کی نامور سر سوی آسمان
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: خودبزرگپندار، خودبزرگبین، برتن، بادسر، خودستا