برابرهای واژه ضیا به پارسی
← جستن واژهای دیگرضیا
برابرهای پارسی
فروغ، شید، روشنایی، تابش
واژه «ضیا» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فروغ، شید، روشنایی، تابش» میباشد.
به جای «ضیا» بگوییم «فروغ، شید، روشنایی، تابش»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
تابش
چو رخسار تو تابش پرو نیست
برو تیره شد تابش آفتاب
ز باران وز تابش آفتاب
ز پیری و از تابش آفتاب
بسوزد ترا تابش آفتاب
شید
دو بهره بپیماید از چرخ شید
به بزم اندرون شید تابندهای
به چهره چنان بود تابنده شید
چو بر چرخ گردان درفشنده شید
چو زد بر سر کوه بر تیغ شید
فروغ
به چندین فروغ و به چندین چراغ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
بدین بچگان تو باشد فروغ
سخن گفتن من شود بی فروغ
فروغ دروغ آورد کاستی
روشنایی
کزو روشنایی گرفتست روز
ترا روشنایی دهد بیشتر
کزو در جهان روشنایی فزود
ز مه روشنایی نیاید شگفت
که اندر جهان روشنایی ندید
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید