برابر‌های واژه صیغه به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

صیغه

برابر‌های پارسی

ساخت، پِیوَندار، روش، ریخت، گونه

واژه «صیغه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ساخت، پِیوَندار، روش، ریخت، گونه» می‌باشد.

به جای «صیغه» بگوییم «ساخت، پِیوَندار، روش، ریخت، گونه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
روش
rawišn | rōwišn | rōwišnī | ētōnīh | barhmak | gōn | gōnak | hangōšītak | mang | rastak | rastakī | ristak
روش (به روش دائمی)
hamē rawišnīhā
گونه
gōnak | rōy
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
روش
равиш
ساخت
сохт
صیغه
сиға
گونه
гуна

برابرها در شاهنامه

ساخت

نخستین به کوه اندرون ساخت جای

چو این کرده شد چارهٔ آب ساخت

به فر کیانی یکی تخت ساخت

خورش ساخت از پشت گاو جوان

نشستن گهی ساخت شاه یمن

روش

نباشد ازین یک روش راست‌تر

به رسم بوش اندر آمد روش

بران بود چرخ روان را روش

بران است چرخ روان را روش

بران سو بود بندگان را روش

گونه

گیا رست با چند گونه درخت

کزیشان قوی شد به هر گونه دین

چه گونه سرآمد به نیک اختری

برین گونه یک چند بگذاشتم

برین گونه از چرم پویندگان

ریخت

فرو ریخت آب از مژه مادرش

همی ریخت اشک و همی کند موی

فرو ریخت از دیدگان آب مهر

فرو ریخت زو زهر چون رود نیل

فرو ریخت از باره بر گستوان

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید