برابرهای واژه شغل به پارسی
← جستن واژهای دیگرشغل
برابرهای پارسی
پیشه، کار
واژه «شغل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پیشه، کار» میباشد.
به جای «شغل» بگوییم «پیشه، کار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
شغل
pēšak | kār
پیشه
pēšak | kērōk | kīrūk
کار
kār | kart | kartak | kunišnih | varzīk | varzišn | varzišnīh | dātastān | pēšak | harg | arg
کار (از کار افتادن)
akārīhastan
کار (بکار بردن)
kār framūtan
کار (بکار داشتن)
pat kār dāštan
کار (بکاری مشغول شدن)
padāzišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
شغل
шағал
شغل
шуғл
کار
кор
برابرها در شاهنامه
کار
ز گفتار بیکار یکسو شوی
بجنبید چون کار پیوسته شد
نداند بد و نیک فرجام کار
چنینست فرجام کار جهان
کنون بازگردم به آغاز کار
پیشه
چو بشناخت آهنگری پیشه کرد
ز هر انجمن پیشهور گرد کرد
کجا کارشان همگنان پیشه بود
هر آنکس کزان پیشه بد نام جوی
سپاهی نباید که به پیشهور
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر