برابر‌های واژه سیره به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

سیره

برابر‌های پارسی

خو، خوی، خیم، رفتار، سرشت، منش، نهاد، آیین، روش

واژه «خو، خوی، خیم، رفتار، سرشت، منش، نهاد، آیین، روش» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خو، خوی، خیم، رفتار، سرشت، منش، نهاد، آیین، روش» می‌باشد.

به جای «سیره» بگوییم «خو، خوی، خیم، رفتار، سرشت، منش، نهاد، آیین، روش»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آیین
advēn | advēnak | āyēnak
خوی
hōk | xōk | hēm | xēm | čihr | mēnišn | ragīh | brēh | brahm | brahmak
خیم
xēm | hēm
رفتار
raftār | rawišn | barišn | varišn
روش
rawišn | rōwišn | rōwišnī | ētōnīh | barhmak | gōn | gōnak | hangōšītak | mang | rastak | rastakī | ristak
روش (به روش دائمی)
hamē rawišnīhā
سرشت
čihr | gōhr | hēm | xēm | nihāt | nihātak | brēh | xōk
منش
mēnišn
نهاد (سرشت)
nihāt | nihātak | xōk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
خو
хав
خوی
хӯй
خیم
хим
رفتار
рафтор
روش
равиш
سرشت
сиришт
سیره
сайра
منش
маниш
نهاد
ниҳод

برابرها در شاهنامه

رفتار

رخ واسب و رفتار فرزین و شاه

خو

به خو آتشی و به رنگ آتش است

نماند برین بوم و بر خار و خو

یکی خو بود پیش باغ بهار

که ای نیک‌خو مهتر بافرین

جهنده یکی بود آگنده خو

سرشت

گلاب و می و مشک و عنبر سرشت

که تندی مرا گوهرست و سرشت

تو گفتی ز جنگش سرشت آسمان

همانا که ایزد نکردش سرشت

چنان زیست باید که یزدان سرشت

خوی

جوانیش را خوی بد یار بود

بدان خوی بد جان شیرین بداد

پس آیین ضحاک وارونه خوی

دو پرخاشجوی با یکی نیک خوی

به مهر و به داد و به خوی و خرد

منش

شه پر منش را خوش آمد سخن

چرا بنددم از منش چیست کین

منش پست و بالا چو سرو بلند

فرستید با زی منش ارجمند

منش برگذشته ز چرخ بلند

روش

نباشد ازین یک روش راست‌تر

به رسم بوش اندر آمد روش

بران بود چرخ روان را روش

بران است چرخ روان را روش

بران سو بود بندگان را روش

آیین

جهان گشت با فر و آیین و آب

وزو برگرفتند آیین خویش

که جوشن نبود و نه آیین جنگ

نماز شب و روزه آیین اوست

پس آیین ضحاک وارونه خوی

نهاد

بود تا بود هم بدین یک نهاد

حکیم این جهان را چو دریا نهاد

نهاد از بر تاج خورشید تخت

بپردخت ازان تاج بر سر نهاد

که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد

خیم

وگر خود بود آنک خوانیم خیم

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید