برابر‌های واژه رنجیده خاطر به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

رنجیده خاطر

برابر‌های پارسی

آزُردِه، رَنجیدِه، رَنجور، رَنج‌وَر، مُست‌گَر، خَستِه، پَژولیدِه

واژه «رنجیده خاطر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «آزُردِه، رَنجیدِه، رَنجور، رَنج‌وَر، مُست‌گَر، خَستِه، پَژولیدِه» می‌باشد.

به جای «رنجیده خاطر» بگوییم «آزُردِه، رَنجیدِه، رَنجور، رَنج‌وَر، مُست‌گَر، خَستِه، پَژولیدِه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آزرده
dušrām | dušrāmišn | vitang | patiyārakōmand
خسته
ranǰak | xast | māndak
رنجور
ranǰwar | bēšōmand | bēšt | bēšīt | bēš zat | dartak | dartōmand | dušrām | dušrāmišn | rēšak | darham
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
آزرده
озурда
خسته
хаста
رنجور
ранҷур
رنجیده
ранҷида
رنجیده خاطر
ранҷидахотир
پژولیده
пажӯлида

برابرها در شاهنامه

رنجور

بدی را تن دیو رنجور باد

به رنجور مردم نماینده رنج

بدی را تن دیو رنجور بود

ز بیمش همه ساله رنجور کن

ز بد کردن خویش رنجور باش

خسته

کشیدندشان خسته و بسته خوار

بگفت آن جگر خسته خوابی که دید

پر از داغ دل خستهٔ روزگار

گشاد آن نگار جگر خسته راز

نشیند چو ما از تو خسته نهان

آزرده

که آزرده گشتست بر تو پدر

ز من گردد آزرده شاه رمه

دل قارن آزرده گشت از قباد

تهمتن گر آزرده گردد ز شاه

چو آزرده گشتی تو ای پیلتن

رنجیده

تو رنجیده‌ای بهر دشمن منه

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید