برابرهای واژه رنجیده خاطر به پارسی
← جستن واژهای دیگررنجیده خاطر
برابرهای پارسی
آزُردِه، رَنجیدِه، رَنجور، رَنجوَر، مُستگَر، خَستِه، پَژولیدِه
واژه «آزُردِه، رَنجیدِه، رَنجور، رَنجوَر، مُستگَر، خَستِه، پَژولیدِه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «آزُردِه، رَنجیدِه، رَنجور، رَنجوَر، مُستگَر، خَستِه، پَژولیدِه» میباشد.
به جای «رنجیده خاطر» بگوییم «آزُردِه، رَنجیدِه، رَنجور، رَنجوَر، مُستگَر، خَستِه، پَژولیدِه»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
خسته
کشیدندشان خسته و بسته خوار
بگفت آن جگر خسته خوابی که دید
پر از داغ دل خستهٔ روزگار
گشاد آن نگار جگر خسته راز
نشیند چو ما از تو خسته نهان
رنجور
بدی را تن دیو رنجور باد
به رنجور مردم نماینده رنج
بدی را تن دیو رنجور بود
ز بیمش همه ساله رنجور کن
ز بد کردن خویش رنجور باش
رنجیده
تو رنجیدهای بهر دشمن منه
آزرده
که آزرده گشتست بر تو پدر
ز من گردد آزرده شاه رمه
دل قارن آزرده گشت از قباد
تهمتن گر آزرده گردد ز شاه
چو آزرده گشتی تو ای پیلتن
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید