برابرهای واژه دوار به پارسی
جستن واژهای دیگردوار
برابرهای پارسی
چرخنده، چرخان، گَردنده، گَردان
واژه «دوار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «چرخنده، چرخان، گَردنده، گَردان» میباشد.
به جای «دوار» بگوییم «چرخنده، چرخان، گَردنده، گَردان»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
گردان
خداوند کیوان و گردان سپهر
در نام جستن به گردان سپرد
بسر بر همی گشت گردان سپهر
و گر دشت گردان و تخت یمن
سیم دشت گردان و ایرانزمین
گردنده
خداوند گردنده خورشید و ماه
چنان رو که بر چرخ گردنده شید
خداوند گردنده خورشید و ماه
برو چرخ گردنده را بخش کرد
چنین است کردار گردنده دهر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: فَلَخمَنده، پَنبهزَن