برابر‌های واژه امر کردن به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

امر کردن

برابر‌های پارسی

کاراندَن، فَرمودَن، دَستوراندَن، کار سِپُردَن، فَرمان دادَن، دَستور دادَن

واژه «کاراندَن، فَرمودَن، دَستوراندَن، کار سِپُردَن، فَرمان دادَن، دَستور دادَن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «کاراندَن، فَرمودَن، دَستوراندَن، کار سِپُردَن، فَرمان دادَن، دَستور دادَن» می‌باشد.

به جای «امر کردن» بگوییم «کاراندَن، فَرمودَن، دَستوراندَن، کار سِپُردَن، فَرمان دادَن، دَستور دادَن»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
امر کردن
framūtan
دستور دادن
handarzēnītan | nikēžītan | avdištan
فرمان دادن
framān dātan
فرمودن
framūtan | framātan
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
فرمودن
фармудан
کاراندن
корондан

برابرها در شاهنامه

فرمودن

چه بهتر ز فرمودن وداشتن

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید