برابر‌های واژه داخل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

داخل

برابر‌های پارسی

دَرون، دَر، اَندَر

واژه «داخل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دَرون، دَر، اَندَر» می‌باشد.

به جای «داخل» بگوییم «دَرون، دَر، اَندَر»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
اندر
andar | andarg | dar
اندر (دیو)
andar
داخل
andar | dar | nendar
داخل (در داخل)
niyandar
در (درون)
andar
در (حرف اضافه)
pat | pa
در (درخانه)
dvār | dar
درون (نان مقدس)
drōn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
اندر
андар
داخل
дохил
در
дар
در
дурр
درون
дарун

برابرها در شاهنامه

اندر

گهرها یک اندر دگر ساخته

فلکها یک اندر دگر بسته شد

به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت

به رنج اندر آری تنت را رواست

سر اندر نیاری به دام بلا

درون

به گیتی درون سال سی شاه بود

به پرده درون بود بی‌گفت‌گوی

نشسته به بیشه درون شاهفش

به پرده درون داشتن دختری

نکردی به بخشش درون راستی

در

در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی

در بخشش و دادن آمد پدید

در رستگاری ببایدت جست

که من شهر علمم علیم در ست

هر آنکس که در جانش بغض علیست

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید