برابرهای واژه خارج از به پارسی
← جستن واژهای دیگرخارج از
برابرهای پارسی
بیرون از، بیرون
واژه «بیرون از، بیرون» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیرون از، بیرون» میباشد.
به جای «خارج از» بگوییم «بیرون از، بیرون»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بیرون
bērōn | bīrōn | ōǰ | tarist
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بیرون
берун
برابرها در شاهنامه
بیرون از
کس از غرق بیرون نخواهد شدن
دل از بند ضحاک بیرون کند
نهفته چو بیرون کشید از نهان
که کین از دل شاه بیرون کنم
بماند از شگفتی به بیرون زبانش
بیرون
کس از غرق بیرون نخواهد شدن
دل از بند ضحاک بیرون کند
ز نیرنگ ضحاک بیرون شدند
نهفته چو بیرون کشید از نهان
سراپردهٔ شاه بیرون کشید
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر