برابر‌های واژه خارج از به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

خارج از

برابر‌های پارسی

بیرون از، بیرون

واژه «خارج از» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیرون از، بیرون» می‌باشد.

به جای «خارج از» بگوییم «بیرون از، بیرون»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بیرون
bērōn | bīrōn | ōǰ | tarist
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بیرون
берун

برابرها در شاهنامه

بیرون

کس از غرق بیرون نخواهد شدن

دل از بند ضحاک بیرون کند

ز نیرنگ ضحاک بیرون شدند

نهفته چو بیرون کشید از نهان

سراپردهٔ شاه بیرون کشید

بیرون از

کس از غرق بیرون نخواهد شدن

دل از بند ضحاک بیرون کند

نهفته چو بیرون کشید از نهان

که کین از دل شاه بیرون کنم

بماند از شگفتی به بیرون زبانش

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید