برابرهای واژه حسب به پارسی
جستن واژهای دیگرحسب
برابرهای پارسی
شَوَند، برابر، انگیزه، اندازه، بهفراخور
واژه «حسب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «شَوَند، برابر، انگیزه، اندازه، بهفراخور» میباشد.
به جای «حسب» بگوییم «شَوَند، برابر، انگیزه، اندازه، بهفراخور»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
شوند
شوند این دلیران همه ناامید
ز کار شما دل شکسته شوند
برین خستگی نیز خسته شوند
اسیران شوند از بد کینهخواه
شوند آگه از من که بازآمدم
اندازه
که تا هر کس اندازهٔ خویش را
خورشها و اندازه بشناختند
ز دختر من اندازه گیرم همی
ورا پندها داد ز اندازه بیش
سخنها از اندازه اندر گذشت
برابر
برابر سراپردهای برکشید
که با دیدگانش برابر شدم
برابر همی خواست صف برکشید
برابر که دید ایستادن روا
سخن چون برابر شود با خرد
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: خوش چشم انداز