برابرهای واژه حرارت به پارسی
← جستن واژهای دیگرحرارت
برابرهای پارسی
گرمش، تبش، گرما، سوز
واژه «گرمش، تبش، گرما، سوز» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گرمش، تبش، گرما، سوز» میباشد.
به جای «حرارت» بگوییم «گرمش، تبش، گرما، سوز»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
حرارت
bānūy | garmīh
سوز
sōč | sōž
گرما
garmōk | damak. tap | tāp | tapišn | tāpišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
تبش
табиш
حرارت
ҳарорат
سوز
сӯз
گرما
гармо
برابرها در شاهنامه
تبش
دهنشان همی از تبش مانده باز
تبش خواست کز مغز بنشاندش
گرما
ز گرما و از تشنگی شد ز کار
به تموز وهنگام گرما کنیم
سوز
به رزم اندرون زهر تریاک سوز
بدان آبگون خنجر نیو سوز
وزان سو که شد رستم گرد سوز
دو تن نیز بودند هم رزم سوز
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر