برابرهای واژه بی قرار به پارسی
← جستن واژهای دیگربی قرار
برابرهای پارسی
ناآرام، سراسیمه، خسته دل، پریشان، بیتاب
واژه «ناآرام، سراسیمه، خسته دل، پریشان، بیتاب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ناآرام، سراسیمه، خسته دل، پریشان، بیتاب» میباشد.
به جای «بی قرار» بگوییم «ناآرام، سراسیمه، خسته دل، پریشان، بیتاب»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پریشان
به سالی پریشان رود باژ روم
سراسیمه
سراسیمه برسان مستان بدند
از انبوه آهو سراسیمه گشت
سراسیمه سوی سمنگان شتافت
سراسیمه شد خویشتن را نیافت
سراسیمه شد از یکی نامدار
خسته دل
پر از داغ دل خستهٔ روزگار
از اندیشگان زال شد خسته دل
چو بشنید دل خسته آواز او
برین خسته دل تیز پیکان زنم
بیاورد پس خسرو خسته دل
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید