برابرهای واژه بی قرار به پارسی
جستن واژهای دیگربی قرار
برابرهای پارسی
ناآرام، سراسیمه، خسته دل، پریشان، بیتاب
واژه «بی قرار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ناآرام، سراسیمه، خسته دل، پریشان، بیتاب» میباشد.
به جای «بی قرار» بگوییم «ناآرام، سراسیمه، خسته دل، پریشان، بیتاب»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سراسیمه
سراسیمه برسان مستان بدند
از انبوه آهو سراسیمه گشت
سراسیمه سوی سمنگان شتافت
سراسیمه شد خویشتن را نیافت
سراسیمه شد از یکی نامدار
پریشان
به سالی پریشان رود باژ روم
خسته دل
پر از داغ دل خستهٔ روزگار
از اندیشگان زال شد خسته دل
چو بشنید دل خسته آواز او
برین خسته دل تیز پیکان زنم
بیاورد پس خسرو خسته دل
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دانا و آگاه