برابرهای واژه بی طراوت به پارسی
جستن واژهای دیگربی طراوت
برابرهای پارسی
خشک، پژمرده
واژه «بی طراوت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خشک، پژمرده» میباشد.
به جای «بی طراوت» بگوییم «خشک، پژمرده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
خشک
سبک خشک را کالبد ساختند
لب موبدان خشک و رخساره تر
بفرمود تا رویش از خاک خشک
شود خشک همرزم او را جگر
همی بدرود آن گیا خشک و تر
پژمرده
چو پژمرده شد روی رنگین تو
چنان پیر سر بود و پژمرده بود
چو پژمرده شد برفروزد به ما
شگفته شد آن روی پژمرده ماه
بهار دل افروز پژمرده شد
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دلشناسی