برابر‌های واژه بی طراوت به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

بی طراوت

برابر‌های پارسی

خشک، پژمرده

واژه «بی طراوت» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «خشک، پژمرده» می‌باشد.

به جای «بی طراوت» بگوییم «خشک، پژمرده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
خشک
hušk | xušk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بی طراوت
бетароват
خشک
хушк
پژمرده
пажмурда

برابرها در شاهنامه

پژمرده

چو پژمرده شد روی رنگین تو

چنان پیر سر بود و پژمرده بود

چو پژمرده شد برفروزد به ما

شگفته شد آن روی پژمرده ماه

بهار دل افروز پژمرده شد

خشک

سبک خشک را کالبد ساختند

لب موبدان خشک و رخساره تر

بفرمود تا رویش از خاک خشک

شود خشک همرزم او را جگر

همی بدرود آن گیا خشک و تر

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید