برابرهای واژه بد اصل به پارسی
جستن واژهای دیگربد اصل
برابرهای پارسی
فرومایه، بدگوهر، بد بنیاد
واژه «بد اصل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فرومایه، بدگوهر، بد بنیاد» میباشد.
به جای «بد اصل» بگوییم «فرومایه، بدگوهر، بد بنیاد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
فرومایه
فرومایه ضحاک بیدادگر
ز خون فرومایه پرهیز کرد
که طوس فرومایه دادش بباد
چه طوس فرومایه پیشم چه سگ
تو گفتی که لختی فرومایهاند
بد بنیاد
نیفکند یک روز بنیاد بد
بیفگند یک روز بنیاد بد
بدگوهر
ز کردار بدگوهر افراسیاب
مرا با تو بدگوهر دیوزاد
بران دیو بدگوهر آشفته بود
مگر کام بدگوهر آهرمنا
که ای ترک بدگوهر تیره هوش
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: کالاها