برابر‌های واژه ایمان دار به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

ایمان دار

برابر‌های پارسی

گرونده، گرویده، پرهیزکار، پارسا، باورمند، باوردار

واژه «گرونده، گرویده، پرهیزکار، پارسا، باورمند، باوردار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گرونده، گرویده، پرهیزکار، پارسا، باورمند، باوردار» می‌باشد.

به جای «ایمان دار» بگوییم «گرونده، گرویده، پرهیزکار، پارسا، باورمند، باوردار»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
پرهیزکار (پارسا)
pahrēxtār | pāk | artā | ašōk | dahm | daxm | daxmān | dēnīk | frārōn kunišn | tarsākās | tarsakāy | ahrāy/δ | artāy fravart
گرویده
virravāk
گرویده (ناگرویده)
avirravišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
پارسا
порсо
پرهیزکار
парҳезкор

برابرها در شاهنامه

پارسا

دو مرد گرانمایه و پارسا

نباید که باشد بجز پارسا

چنانی که از مادر پارسا

ز ترکان نماند کسی پارسا

ز آزردن مادر پارسا

پرهیزکار

که ایمن بود مرد پرهیزکار

همه سرفرازان پرهیزکار

ببخشای بر مرد پرهیزکار

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید