برابرهای واژه انقطاع به پارسی
← جستن واژهای دیگرانقطاع
برابرهای پارسی
گسستن، وابریدگی، گسیختگی، گسست
واژه «گسستن، وابریدگی، گسیختگی، گسست» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گسستن، وابریدگی، گسیختگی، گسست» میباشد.
به جای «انقطاع» بگوییم «گسستن، وابریدگی، گسیختگی، گسست»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
گسستن
visastan | visistan | vusastan | visāndan
گسیختگی
karrēnišn
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
انقطاع
инқитоъ
گسستن
гусастан
گسستن
гусистан
برابرها در شاهنامه
گسست
گسست آن کمرگاه شاهنشهی
گسست و به خاک اندر آمد سرش
که من سر بخواهم ز تنشان گسست
گسست اندر آوردگاه از نهیب
بباید گسست از جهان رنج او
گسستن
گسستن ز نیکی بدی توختن
بباید گسستن ز شادی امید
گسستن تن از رنج درویش را
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر