برابر‌های واژه امپراتور به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

امپراتور

برابر‌های پارسی

پادشاه

واژه «امپراتور» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پادشاه» می‌باشد.

به جای «امپراتور» بگوییم «پادشاه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
پادشاه
pātaxšā | pātixšāh | pātixšāy | pātšā | šahryār | šatdār | šatriyār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
امپراتور
импиротур
پادشاه
подшоҳ

برابرها در شاهنامه

پادشاه

خورش خانهٔ پادشاه جهان

نزیبد مگر بر تو ای پادشاه

چنین گفت کای پادشاه جهان

ز ایرج که بد پادشاه بزرگ

شود پادشاه چون پدر بشنود

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

ربط

چم: بَربَستِگی

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید