برابر‌های واژه اصیل به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

اصیل

برابر‌های پارسی

بِه‌گوهر، بِه‌نژاد، خوش‌زاد، والاگُهَر، نژاده، ریشه‌دار، تبارمند، پشت‌دار، بُن‌دار، بانژاد، بُناوَر

واژه «بِه‌گوهر، بِه‌نژاد، خوش‌زاد، والاگُهَر، نژاده، ریشه‌دار، تبارمند، پشت‌دار، بُن‌دار، بانژاد، بُناوَر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بِه‌گوهر، بِه‌نژاد، خوش‌زاد، والاگُهَر، نژاده، ریشه‌دار، تبارمند، پشت‌دار، بُن‌دار، بانژاد، بُناوَر» می‌باشد.

به جای «اصیل» بگوییم «بِه‌گوهر، بِه‌نژاد، خوش‌زاد، والاگُهَر، نژاده، ریشه‌دار، تبارمند، پشت‌دار، بُن‌دار، بانژاد، بُناوَر»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
اصیل
hunōmand | pat-gōhr | gōhrik | pat gōhrik | hūtōhmik | hūtōxmak | hūzahāk | hūzāt | hūpēt | hūniyāk | čihrānōmand | ērik
نژاده
hūčihr | hūtōhmīk | pat gōhrīk | girān tuxmak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
اصیل
асил
والاگهر
вологавҳар

برابرها در شاهنامه

بانژاد

هنرمند و با دانش و بانژاد

بزرگان بادانش و بانژاد

خردمند و بادانش و بانژاد

کسی کو ندارد هنر بانژاد

به‌گوهر

به گوهر بیاراسته روی و موی

به گوهر شود باز چون شد سترگ

به زر و به گوهر بیاراست گاه

شما را که باشم به گوهر کیم

به گوهر بیاگنده ده تخت عاج

نژاده

کزین دو نژاده یکی شهریار

کزین دو نژاده یکی نامور

نژاده بسی دیده‌ای بی‌هنر

به گوهر مگر هم نژاده نیند

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید