برابر‌های واژه آنوقت به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

آنوقت

برابر‌های پارسی

آن‌گَه، آن‌گاه، آن‌زَمان، آن‌هِنْگام، آن‌دَم، آن‌هِنْگامه؛ سِپَس

واژه «آن‌گَه، آن‌گاه، آن‌زَمان، آن‌هِنْگام، آن‌دَم، آن‌هِنْگامه؛ سِپَس» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «آن‌گَه، آن‌گاه، آن‌زَمان، آن‌هِنْگام، آن‌دَم، آن‌هِنْگامه؛ سِپَس» می‌باشد.

به جای «آنوقت» بگوییم «آن‌گَه، آن‌گاه، آن‌زَمان، آن‌هِنْگام، آن‌دَم، آن‌هِنْگامه؛ سِپَس»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
آنوقت
adak

برابرها در شاهنامه

آن‌گه

نشستنگه آن گه به اسطخر بود

بپردازم آن گه به کار جهان

هر آن گه که در بزم خندان شود

آن‌گاه

چنان افسر و تخت و آن گاه را

همی رایگان داشت آن گاه و تاج

گهی کام دید اندر آن گاه نام

ز شاهان هر آنکس که آن گاه دید

آن‌دم

جز آن دم که دیدم ز کاموس جنگ

بمرد آن دم آتش و دار و گیر

آن‌زمان

به جان خواستند آن زمان زینهار

فراوان نبود آن زمان پرورش

چو دانسته شد چاره ساز آن زمان

ز زابل به کابل رسید آن زمان

گرفت آن زمان دست دستان به دست

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید