برابر‌های واژه به مجرد به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

به مجرد

برابر‌های پارسی

هَمان‌گَه که، آن‌دَم که، دَر هَمان دَم که، بی‌دِرَنگ، هَمان‌دَم، دَرجا

واژه «به مجرد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هَمان‌گَه که، آن‌دَم که، دَر هَمان دَم که، بی‌دِرَنگ، هَمان‌دَم، دَرجا» می‌باشد.

به جای «به مجرد» بگوییم «هَمان‌گَه که، آن‌دَم که، دَر هَمان دَم که، بی‌دِرَنگ، هَمان‌دَم، دَرجا»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
درجا
pat gyāk

برابرها در شاهنامه

بی‌درنگ

به چرخ اندرون راندم بی‌درنگ

پذیره شدندنش همه بی‌درنگ

برو تا به درگاه او بی‌درنگ

که او خود شتاب آورد بی‌درنگ

گر افراسیاب از رهی بی‌درنگ

آن‌دم که

جز آن دم که دیدم ز کاموس جنگ

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید