برابر‌های واژه به مجرد به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

به مجرد

برابر‌های پارسی

هَمان‌گَه که، آن‌دَم که، دَر هَمان دَم که، بی‌دِرَنگ، هَمان‌دَم، دَرجا

واژه «هَمان‌گَه که، آن‌دَم که، دَر هَمان دَم که، بی‌دِرَنگ، هَمان‌دَم، دَرجا» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هَمان‌گَه که، آن‌دَم که، دَر هَمان دَم که، بی‌دِرَنگ، هَمان‌دَم، دَرجا» می‌باشد.

به جای «به مجرد» بگوییم «هَمان‌گَه که، آن‌دَم که، دَر هَمان دَم که، بی‌دِرَنگ، هَمان‌دَم، دَرجا»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
درجا
pat gyāk

برابرها در شاهنامه

آن‌دم که

جز آن دم که دیدم ز کاموس جنگ

بی‌درنگ

به چرخ اندرون راندم بی‌درنگ

پذیره شدندنش همه بی‌درنگ

برو تا به درگاه او بی‌درنگ

که او خود شتاب آورد بی‌درنگ

گر افراسیاب از رهی بی‌درنگ

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید