برابرهای واژه منجم به پارسی
جستن واژهای دیگرمنجم
برابرهای پارسی
سِتارهشِناس، اَختَرشِناس
واژه «منجم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سِتارهشِناس، اَختَرشِناس» میباشد.
به جای «منجم» بگوییم «سِتارهشِناس، اَختَرشِناس»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
اخترشناس
چو بشنید گفتار اخترشناس
جزان کاو بفرماید اخترشناس
برو راند هم حکم اخترشناس
کنیزک بپردخت ز اخترشناس
بدو گفت هر کس که اخترشناس
ستارهشناس
مرا گفته بود این ستارهشناس
مرا گفته بود آن ستارهشناس
ستارهشناس و گرانمایه بود
بفرمود تا شد ستارهشناس
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: شُلَندِگی (relaxing)