برابر‌های واژه ملزم به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

ملزم

برابر‌های پارسی

وادار، ناگزیر، ناچار، بایسته

واژه «ملزم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «وادار، ناگزیر، ناچار، بایسته» می‌باشد.

به جای «ملزم» بگوییم «وادار، ناگزیر، ناچار، بایسته»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بایسته
apāyastak | apāyišnīk
ناچار
ačār | ačārīk
ناگزیر
avičīrišnīk
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بایسته
боиста
ملزم
мулзам
ناچار
ночор
ناگزیر
ногузир
وادار
водор

برابرها در شاهنامه

ناچار

بجستند ناچار پیوند او

بدیدند رفتند ناچار پیش

بجنبید ناچار دیگر سپاه

بکوشیم ناچار یک دست نیز

ببینید ناچار ما را براه

بایسته

که بایسته بر تنش پیرایه بود

سخنهای بایسته آراستم

سواران جنگی و بایسته دید

سخنهای بایسته چندی براند

سخنهای بایسته گفت و شنود

ناگزیر

بر آن محضر اژدها ناگزیر

یکی راه پیش آمدش ناگزیر

که کاری گزاینده بد ناگزیر

بباید ترا دیدن آن ناگزیر

که ما را کنون جنگ شد ناگزیر

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

پیرولیز

چم: آتشکافت

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید