برابرهای واژه مذاب به پارسی
جستن واژهای دیگرمذاب
برابرهای پارسی
گدازه، گداخته، آب شده
واژه «مذاب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گدازه، گداخته، آب شده» میباشد.
به جای «مذاب» بگوییم «گدازه، گداخته، آب شده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
آب شده
چکان خون و وشی شده آب رود
دهن خشک و غرقه شده تن در آب
پر از خون شده دل پر از آب چشم
درختان شده خشک و بیآب جوی
شده سغد یکسر چو دریای آب
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: گُنْجاسازی