برابرهای واژه مخلوع به پارسی
جستن واژهای دیگرمخلوع
برابرهای پارسی
برکنده، برکنار، برافتاده
واژه «مخلوع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «برکنده، برکنار، برافتاده» میباشد.
به جای «مخلوع» بگوییم «برکنده، برکنار، برافتاده»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
برکنده
کزان بیخ برکنده فرخ درخت
دل از تاخ وز تخت برکنده بود
چنین تا برکنده آمد فراز
چو بگذشت برکنده بر خوشنواز
دل از مهتری پاک برکندهام
برکنار
نهاد آن گرانمایه را برکنار
تو گفتی هوا داشت شان برکنار
وگر جنگ جویی منم برکنار
فرو ریخت از دیده خون برکنار
پر اندیشه و زیجها برکنار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بیریشه