برابر‌های واژه متهم به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

متهم

برابر‌های پارسی

اَنگیده، اَنگ‌وَر، چَفته‌وَر، چَفتیده، بَرچَسب‌دار، بَرچَسب‌خورده، بَدنام

واژه «متهم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «اَنگیده، اَنگ‌وَر، چَفته‌وَر، چَفتیده، بَرچَسب‌دار، بَرچَسب‌خورده، بَدنام» می‌باشد.

به جای «متهم» بگوییم «اَنگیده، اَنگ‌وَر، چَفته‌وَر، چَفتیده، بَرچَسب‌دار، بَرچَسب‌خورده، بَدنام»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بدنام
dušnām | dusraw | duš sraw | dusrawēnītak | dušāpak | čašm kās
متهم
hamēmāl | pasēmār
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بدنام
бадном
متهم
муттаҳам

برابرها در شاهنامه

بدنام

کنم زنده بر دار بدنام را

که بدنام گیتی نبیند به کام

چنین گفت شاپور بدنام را

که مهبود بدنام آن پاک مغز

که بهرام بدنام آن پرهنر

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

قبل

چم: پیش

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید