برابرهای واژه قدردان به پارسی
جستن واژهای دیگرقدردان
برابرهای پارسی
نیکیشِناس، اَرزشِناس، سِپاسدار، سِپاسمَند
واژه «قدردان» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نیکیشِناس، اَرزشِناس، سِپاسدار، سِپاسمَند» میباشد.
به جای «قدردان» بگوییم «نیکیشِناس، اَرزشِناس، سِپاسدار، سِپاسمَند»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نیکیشناس
بباشم بپاداش نیکی شناس
بدو بگرود مرد نیکیشناس
کنون بشنو ای جفت نیکیشناس
تو دادی مرا پور نیکیشناس
بگویم بیزدان نیکیشناس
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دستکار