برابر‌های واژه فلک به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

فلک

برابر‌های پارسی

گردون، سپهر، چرخ

واژه «فلک» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گردون، سپهر، چرخ» می‌باشد.

به جای «فلک» بگوییم «گردون، سپهر، چرخ»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
سپهر
spahr | spihr
فلک
spihr | spahr | spāš | asmān | andarvāy
چرخ
čaxr | vartēn | ras
چرخ (فلک)
ras
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
سپهر
сипеҳр
فلک
фалак
فلک
фулк
چرخ
чарх
گردون
гардун

برابرها در شاهنامه

چرخ

ز یاقوت سرخست چرخ کبود

چو خورشید بر چرخ بنمود تاج

که این چرخ و ماهست یا تاج و گاه

بگشت از برش چرخ سالی چهل

ز چرخ فلک بر سرت باد سرد

سپهر

خداوند کیوان و گردان سپهر

بسر بر همی گشت گردان سپهر

فروزنده چون مشتری بر سپهر

کشیدند با لشکری چون سپهر

سپهر بلند ار کشد زین تو

گردون

ز هامون به گردون برافراشتی

که گردون نگردد بجز بر بهی

به پیلان گردون کش و گاومیش

ز گردون به من بر ستمها رسید

که گردون به سر بر چنان نگذرد

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید