برابر‌های واژه علیل به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

علیل

برابر‌های پارسی

بیمار، توان‌خواه، ازکارافتاده

واژه «علیل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بیمار، توان‌خواه، ازکارافتاده» می‌باشد.

به جای «علیل» بگوییم «بیمار، توان‌خواه، ازکارافتاده»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بیمار
hiyandak | xindak | vaštak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
ازکارافتاده
азкорафтода
بیمار
бемор
علیل
алил

برابرها در شاهنامه

بیمار

نبینی بدان شهر بیمار کس

شده زار و بیمار و بی‌هوش و توش

از اندوه او سست و بیمار شد

چو بهمن چنان دید بیمار شد

شود کار بیمار و درویش سست

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید