برابرهای واژه ظل به پارسی
جستن واژهای دیگرظل
برابرهای پارسی
سایه، پناه، آسودگی
واژه «ظل» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سایه، پناه، آسودگی» میباشد.
به جای «ظل» بگوییم «سایه، پناه، آسودگی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
پناه
چو ایوان که باشد پناه از گزند
همه در پناه جهاندار بید
ازویم سپاس و بدویم پناه
به یزدان گرفتند هر دو پناه
به ایران پناه سواران بود
سایه
همان سایه زو بازدارد گزند
بر شاخ آن سرو سایه فکن
زید شاد در سایهٔ شاه عصر
سر انجمن سرو سایه فکن
شد آن سایهگستر نیازی درخت
آسودگی
ازان پس بر آسودگی بگذریم
بر آسودگی سودمند آیدت
ز نیروی و آسودگی اسب و مرد
ز آسودگی تیغها برکشید
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: کَمْسُتوده