برابرهای واژه طائفه به پارسی
جستن واژهای دیگرطائفه
برابرهای پارسی
دوده، ویس، خاندان، تیره، تبار
واژه «طائفه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «دوده، ویس، خاندان، تیره، تبار» میباشد.
به جای «طائفه» بگوییم «دوده، ویس، خاندان، تیره، تبار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
خاندان
نیای تو زین خاندان زنده بود
نزیبد از آن خاندان کهن
بد آمد بدین خاندان بزرگ
تیره
خرد تیره و مرد روشن روان
میان آب و باد از بر تیره خاک
یکی مرکزی تیره بود و سیاه
چراغست مر تیره شب را بسیچ
شود تیره گیتی بدو روشنا
تبار
پسر خود جزین نیست اندر تبار
نیازارد از من کسی زان تبار
تبار مرا درخروش آوری
نجستست هرگز تبار تواین
دوده
نیامد ز کار تو بر دوده ننگ
نخواهد همی دوده را مغز و پوست
پراگندن دوده و نام و گنج
درفشان کند دوده و انجمن
ز دوده ستوده بسی نامور
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: شاف