برابرهای واژه صنم به پارسی
جستن واژهای دیگرصنم
برابرهای پارسی
نگار، شمن، دلدار، دلبر، بت
واژه «صنم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «نگار، شمن، دلدار، دلبر، بت» میباشد.
به جای «صنم» بگوییم «نگار، شمن، دلدار، دلبر، بت»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
شمن
از ایران یکی کهترم چون شمن
صنم گشته پالیز و گلبن شمن
بپیش اندر آمد بسان شمن
پرستش کنم چون بتان را شمن
شمن گفت رفتن بافزون کنید
بت
که پروردهٔ بت پرستان بدند
سوی خانهٔ بت پرستان شویم
بت آرای چون او نبیند بچین
سه بت روی با او به یک جا بدند
بت اندر شبستان فرستاد شاه
دلبر
سمن پیکر و دلبر و مشک بوی
نگار
سراپای نیرنگ و رنگ و نگار
گشاد آن نگار جگر خسته راز
یکی طوق زرین زبرجد نگار
سراپای پر بوی و رنگ و نگار
چو دست و عنانش بر ایوان نگار
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: دَهانی