برابرهای واژه خلف به پارسی
جستن واژهای دیگرخلف
برابرهای پارسی
فرزند، جانشین، بازمانه، کژگویی
واژه «خلف» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فرزند، جانشین، بازمانه، کژگویی» میباشد.
به جای «خلف» بگوییم «فرزند، جانشین، بازمانه، کژگویی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
فرزند
چو آگه شد از مرگ فرزند شاه
گرانمایه جمشید فرزند او
به فرزند بر نازده باد سرد
چنان بدگهر شوخ فرزند او
که فرزند بد گر شود نره شیر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: همچم، هماویز، دشمن پیش آینده