برابر‌های واژه حراف به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

حراف

برابر‌های پارسی

سخنور، پرگو، پرسخن

واژه «حراف» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سخنور، پرگو، پرسخن» می‌باشد.

به جای «حراف» بگوییم «سخنور، پرگو، پرسخن»

برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
سخنور
суханвар

برابرها در شاهنامه

پرسخن

زبان پرسخن دل پر از کین و زهر

کنون پرسخن مغزم اندیشه کرد

بیامد یکی پرسخن کفشگر

سرش پرسخن گشت و گویا زبان

نهان پرسخن تا درشهریار

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید