برابرهای واژه جنتلمن به پارسی
جستن واژهای دیگرجنتلمن
برابرهای پارسی
هومَرد، نیکْمَرد، بُزُرگْمَنِش، والامَنِش، سالارمَرد
واژه «جنتلمن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «هومَرد، نیکْمَرد، بُزُرگْمَنِش، والامَنِش، سالارمَرد» میباشد.
به جای «جنتلمن» بگوییم «هومَرد، نیکْمَرد، بُزُرگْمَنِش، والامَنِش، سالارمَرد»
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نیکمرد
گرانمایه هم شاه و هم نیک مرد
پذیرفت فرزند او نیک مرد
به دیگر پشوتن گو نیک مرد
ز دو خم پر آب دو نیک مرد
بداند بد و نیک مرد خرد
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پذیرفتکار، پذیرا