برابرهای واژه تضرع به پارسی
جستن واژهای دیگرتضرع
برابرهای پارسی
مویه، لابه، گریه، زاری
واژه «تضرع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «مویه، لابه، گریه، زاری» میباشد.
به جای «تضرع» بگوییم «مویه، لابه، گریه، زاری»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
گریه
پر از خون دل و پر ز گریه دو روی
که از گریه مژگانش آمد ببار
زاری
بکشتش به زاری و من کینه جوی
خروشی به زاری و چشمی پرآب
به خواری و زاری برآورده را
پیاده به زاری کشیدند خوار
به پیش پدر شو به زاری بنو
لابه
بگفتند با لابه بسیار گرم
یکی نامه با لابهٔ دردمند
وگر لابه سازی سخن نشنود
یکی نامه با لابه و دلپسند
پر از لابه و پرسش و نیکخواه
مویه
کفن دوز خوانیمش ار مویهگر
برفتند با مویه ایرانیان
همه تخت مویه همه حصن رود
همی مویه کردند بر خویشتن
ازین پی نبینند جز مویه گر
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بُزرگسُرخرگ