برابر‌های واژه اول به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

اول

برابر‌های پارسی

یِکُم، نُخُست

واژه «اول» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «یِکُم، نُخُست» می‌باشد.

به جای «اول» بگوییم «یِکُم، نُخُست»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
اول
fratōm | nazdist | naxvist
نخست
naxust | naxvist | fratōm | pēšōpāy
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
اول
аввал
اول
авул
نخست
нахуст
یکم
якум

برابرها در شاهنامه

نخست

نخست آفرینش خرد را شناس

سر مایهٔ گوهران از نخست

بدان باز گردد که بود از نخست

پژوهندهٔ روزگار نخست

ز گهواره محمود گوید نخست

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

علم بیان

چم: دانش گویه

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید