برابر‌های واژه اسکی به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

اسکی

برابر‌های پارسی

سُرِش، لغژه‌سواری، یخ‌سُره، برف‌سُره (ورزش)؛ ازپِی‌رَوی، پِی‌رَوی، والوچانی، هماننده‌سازی، دنباله‌رَوی (عمومی)

واژه «اسکی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سُرِش، لغژه‌سواری، یخ‌سُره، برف‌سُره (ورزش)؛ ازپِی‌رَوی، پِی‌رَوی، والوچانی، هماننده‌سازی، دنباله‌رَوی (عمومی)» می‌باشد.

به جای «اسکی» بگوییم «سُرِش، لغژه‌سواری، یخ‌سُره، برف‌سُره (ورزش)؛ ازپِی‌رَوی، پِی‌رَوی، والوچانی، هماننده‌سازی، دنباله‌رَوی (عمومی)»

برابرها در شاهنامه

پی‌روی

که تا رومیان از پی روی را

سرش

سرش راست بر شد چو سرو بلند

به رسم کیان بر سرش تاج زر

به جای سرش زان سری بی‌بها

از آن درد گردد پر از کینه سرش

شده انجمن بر سرش بخردان

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

واژهٔ بخت‌آورد

عطسه

چم: شِنوسه

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید