برابرهای واژه پیانیست به پارسی
جستن واژهای دیگرپیانیست
برابرهای پارسی
پیانونواز، پیانوزن، نوازندهٔ پیانو
واژه «پیانیست» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پیانونواز، پیانوزن، نوازندهٔ پیانو» میباشد.
به جای «پیانیست» بگوییم «پیانونواز، پیانوزن، نوازندهٔ پیانو»
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: سرسپرده، دنباله رو، پیرو