برابر‌های واژه ولد به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

ولد

برابر‌های پارسی

فَرزَند، بَچّه

واژه «ولد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «فَرزَند، بَچّه» می‌باشد.

به جای «ولد» بگوییم «فَرزَند، بَچّه»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بچه
bačak | vačak | kūtak | rasīk | rētak | apurnāyak | apurnāyag
فرزند
frazand | fardand | pusr | pusar | zahak | zahāk | zāk | zātān | zāyak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بچه
бача
بچه
буча
بچه
бучча
فرزند
фарзанд
ولد
валад

برابرها در شاهنامه

فرزند

چو آگه شد از مرگ فرزند شاه

گرانمایه جمشید فرزند او

به فرزند بر نازده باد سرد

چنان بدگهر شوخ فرزند او

که فرزند بد گر شود نره شیر

بچه

یکی بچه بودش چو گرگ سترگ

دل شاه بچه برآمد به جوش

پری چهره را بچه بود در نهان

نباید که آن بچهٔ نره‌شیر

چه گویم ازین بچهٔ بدنشان

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید