برابرهای واژه وجود به پارسی
← جستن واژهای دیگروجود
برابرهای پارسی
بُوِش، بودِش، هَستی
واژه «وجود» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بُوِش، بودِش، هَستی» میباشد.
به جای «وجود» بگوییم «بُوِش، بودِش، هَستی»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بودش
یکی بچه بودش چو گرگ سترگ
نه آرام بودش نه خواب و نه خورد
فریدون که بودش پدر آبتین
ز طهمورث گرد بودش نژاد
برادر دو بودش دو فرخ همال
بوش
نوشته چنین بودمان از بوش
به رسم بوش اندر آمد روش
کجا بودنی داشت اندر بوش
چو یزدان چنین راند اندر بوش
هر آن چیز کو ساخت اندر بوش
هستی
ز هستی مر اندیشه را راه نیست
که هستی سزاوار شاهنشهی
بگویش که گرچه تو هستی بلند
که هستی برین کار همداستان
نترسی و هستی چنین تیزچنگ
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید