برابرهای واژه والیبالیست به پارسی
← جستن واژهای دیگروالیبالیست
برابرهای پارسی
بازیکن توپوتور، بازیکن تورتوپ، بازیکن تورگویه، بازیکن توروگوی
واژه «بازیکن توپوتور، بازیکن تورتوپ، بازیکن تورگویه، بازیکن توروگوی» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بازیکن توپوتور، بازیکن تورتوپ، بازیکن تورگویه، بازیکن توروگوی» میباشد.
به جای «والیبالیست» بگوییم «بازیکن توپوتور، بازیکن تورتوپ، بازیکن تورگویه، بازیکن توروگوی»
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر