برابر‌های واژه فرع به پارسی

← جستن واژه‌ای دیگر

فرع

برابر‌های پارسی

پَربُنه، پیرابُنه، کناره، بَرسویی، دوم، دومی؛ وام‌بَهره؛ در گزینش (outgrowth)

واژه «پَربُنه، پیرابُنه، کناره، بَرسویی، دوم، دومی؛ وام‌بَهره؛ در گزینش (outgrowth)» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «پَربُنه، پیرابُنه، کناره، بَرسویی، دوم، دومی؛ وام‌بَهره؛ در گزینش (outgrowth)» می‌باشد.

به جای «فرع» بگوییم «پَربُنه، پیرابُنه، کناره، بَرسویی، دوم، دومی؛ وام‌بَهره؛ در گزینش (outgrowth)»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
دوم
dowom | dutīkar | ditīkar | ditom
کناره
bār | kanārak | karān | kustakīh | vīmand | danb
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
دوم
дувум
فرع
фаръ
کناره
канора

برابرها در شاهنامه

دوم

دوم روز چون چشمهٔ آفتاب

برفتند روز دوم جنگجوی

کی آرش دوم و دگر کی پشین

دوم روز رفتن نیامدش یاد

یکی از دلی و دوم از زمان

✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟

با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید

بخش‌های دیگر

واژهٔ بخت‌آورد

برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید