برابرهای واژه واجب به پارسی
← جستن واژهای دیگرواجب
برابرهای پارسی
بایَنده، بایسته، بایا، باید، بایستنی، ناگزیر، ناچار (عمومی)؛ خواسته، خواستهشده (دینی و دستوری)
واژه «بایَنده، بایسته، بایا، باید، بایستنی، ناگزیر، ناچار (عمومی)؛ خواسته، خواستهشده (دینی و دستوری)» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بایَنده، بایسته، بایا، باید، بایستنی، ناگزیر، ناچار (عمومی)؛ خواسته، خواستهشده (دینی و دستوری)» میباشد.
به جای «واجب» بگوییم «بایَنده، بایسته، بایا، باید، بایستنی، ناگزیر، ناچار (عمومی)؛ خواسته، خواستهشده (دینی و دستوری)»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
باید
به هستیش باید که خستو شوی
از آغاز باید که دانی درست
همه نیکی ات باید آغاز کرد
مرا گفت کز من چه باید همی
ترا بود باید همی پیشرو
بایسته
که بایسته بر تنش پیرایه بود
سخنهای بایسته آراستم
سواران جنگی و بایسته دید
سخنهای بایسته چندی براند
سخنهای بایسته گفت و شنود
باینده
سخنهای باینده گویم کنون
ناگزیر
بر آن محضر اژدها ناگزیر
یکی راه پیش آمدش ناگزیر
که کاری گزاینده بد ناگزیر
بباید ترا دیدن آن ناگزیر
که ما را کنون جنگ شد ناگزیر
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید