برابرهای واژه نهر به پارسی
جستن واژهای دیگرنهر
برابرهای پارسی
رود، جوی، تَجن
واژه «نهر» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «رود، جوی، تَجن» میباشد.
به جای «نهر» بگوییم «رود، جوی، تَجن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
جوی
به گفتار دانندگان راه جوی
به گفتار پیغمبرت راه جوی
خداوند جوی می و انگبین
بدین جوی نزد مهان آبروی
به جوی و به رود آبها راه کرد
رود
به کف ابر بهمن به دل رود نیل
به جوی و به رود آبها راه کرد
به اروند رود اندر آورد روی
نیاورد کشتی نگهبان رود
می و رود و رامشگران خواستند
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بارندگیها