برابرهای واژه نظم به پارسی
جستن واژهای دیگرنظم
برابرهای پارسی
سامان، رایِش (همگانی)؛ سُروده، چَغامه (ادبی)
واژه «نظم» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سامان، رایِش (همگانی)؛ سُروده، چَغامه (ادبی)» میباشد.
به جای «نظم» بگوییم «سامان، رایِش (همگانی)؛ سُروده، چَغامه (ادبی)»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
سامان
بورزید و بشناخت سامان خویش
ازو فر و بختم به سامان بود
نداند کسی راه و سامان اوی
گر این باشد این شاه سامان تو
به مردی نگه داشت سامان خویش
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بهاندازه