برابرهای واژه ناخوش احوال به پارسی
← جستن واژهای دیگرناخوش احوال
برابرهای پارسی
ناتندرست، بیمار
واژه «ناتندرست، بیمار» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «ناتندرست، بیمار» میباشد.
به جای «ناخوش احوال» بگوییم «ناتندرست، بیمار»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بیمار
hiyandak | xindak | vaštak
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بیمار
бемор
برابرها در شاهنامه
ناتندرست
بسی بیت ناتندرست آمدم
چنین داد پاسخ که ناتندرست
چوآمد بری مرد ناتندرست
بیمار
نبینی بدان شهر بیمار کس
شده زار و بیمار و بیهوش و توش
از اندوه او سست و بیمار شد
چو بهمن چنان دید بیمار شد
شود کار بیمار و درویش سست
✨ نیاز به نگاره این واژه برای هموندی دارید؟
با دکمه زیر نگاره این واژه را بسازید
بخشهای دیگر