برابرهای واژه منعقد به پارسی
جستن واژهای دیگرمنعقد
برابرهای پارسی
گِرِهبست، پیمان بستهشده، بسته، برپاشده، استوار شده
واژه «منعقد» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «گِرِهبست، پیمان بستهشده، بسته، برپاشده، استوار شده» میباشد.
به جای «منعقد» بگوییم «گِرِهبست، پیمان بستهشده، بسته، برپاشده، استوار شده»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بسته
فلکها یک اندر دگر بسته شد
به هم بستهٔ یکدگر راست راه
نخفته گشاده دل و بسته لب
همه روزه بسته ز خوردن دو لب
در بسته بد جان بدخواه را
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: پیشکاردانی